احمد بهشتى

426

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

امور هم مورد امضاى عقل عملى و هم مورد امضاى عقل نظرى است ؛ مانند اعتياد و قضيّهء خير و شر . برخى از امور ، تنها مورد پذيرش عقل عملى است ؛ مانند سوار شدن بر هواپيما و برخى از امور ، تنها مورد پذيرش عقل نظرى است ؛ مانند وجود خدا و توحيد و صفات جمال و جلال . كانت كوشيده است كه با حكم به عجز عقل نظرى در مسئلهء بود و نبود اشيا ، از راه عقل عملى به اثبات خدا و معاد و مسائل مربوط به عالم پس از مرگ ، بپردازد . او معتقد است كه مسائل اخلاقى پشتوانه مىخواهند . اگر خدا و معاد و عالم پس از مرگ و كيفر و پاداش اخروى نباشند ، مسائل اخلاقى هم‌چون اسكناس‌هايى مىمانند كه پشتوانه‌اى ندارند و از ارزش و اعتبار ساقط مىشوند . « 1 » بر كانت دو اشكال وارد است : يكى اين‌كه حكم به اين‌كه مسائل اخلاقى پشتوانه دارند يا ندارند ، به عقل نظرى مربوط است نه به عقل عملى . ديگرى اين‌كه به فرضى كه اين مسائل نياز به پشتوانه داشته باشند ، پشتوانه را اثبات نمىكنند ، بلكه بر عقل نظرى است كه وجود پشتوانه را اثبات كند و اگر اثبات نكرد ، پشتوانه‌اى براى مسائل اخلاقى نداريم . وانگهى اگر عقلا بنابر مصالحى حكم به حسن يا قبح افعالى مىكنند ، منتظر نمىمانند كه پشتوانه‌اى دارد يا ندارد . البته اگر عقل نظرى پشتوانه‌ها را اثبات كند ، بر استحكام بايد و نبايدهايى كه از حسن و قبح عقلى پديد آمده‌اند ، مىافزايد و گرنه از استحكام لازم برخوردار نيستند . معتزله در مسئلهء مورد بحث - يعنى مسئلهء كيفر و تخويف - نيز از راه حسن و قبح عقلى و مصالح و مفاسد عقلايى وارد شده‌اند . اينان با پشت پا زدن به قواعد عقل نظرى در مسئلهء خير و شر و تكليف و تخويف

--> ( 1 ) . ر . ك : پل فولكيه ، ما بعد الطبيعه ، ترجمهء يحيى مهدوى ، ص 239 - 240 .